استراتژی جنگ در خارج از خانه جواب نمی‌دهد

۱۱ سپتامبر دیگری در فرانسه

کد مطلب: 46379
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۲۸
البغدادی اشتباه استراتژیک بن لادن را تکرار نمی‌کند. به جای نشانه گرفتن آمریکا به سراغ سرزمین‌هایی می‌رود که در یک خصلت با یکدیگر مشترک‌اند: گسل و شکاف اجتماعی.
۱۱ سپتامبر دیگری در فرانسه
 
1-عملیات داعش در پاریس یک جنگ تمام عیار بود؛ این جنگ نشانه ای است بر اینکه داعش هم خلافت است و هم شبکه. داعش محصول تجربه تلخ و شیرین بنیادگرایی رادیکال در طول یک دهه گذشته است و از همین رو در خاورمیانه به دنبال جای پا می گردد و در خارج از این منطقه در جستجوی برجای گذاشتن ردپا. پس در خاورمیانه به سبک خود می جنگد و در مناطق فراتر از آن به شیوه سلفش القاعده. اما البغدادی اشتباه استراتژیک بن لادن را تکرار نمی کند. به جای نشانه گرفتن آمریکا به سراغ سرزمین هایی می رود که در یک خصلت با یکدیگر مشترک اند: گسل و شکاف اجتماعی. اگر داعش در عراق و سوریه می تازاند؛ بنیان این تاختن نه توطئه شوم غرب و شرق که واقعیت شکاف میان قومیت ها و مذاهب است. داعش در میان این شکاف قدرت می گیرد و در طرفه العینی مانور قدرت هم می دهد. در این معنا تفاوتی میان عراق و سوریه از هم پاشیده با فرانسه مدرن و سکولار نیست. اگر سنیان عراق و شام پشت خلافت در می آیند، در فرانسه نیز پنج میلیون عرب مسلمان اکثرا حاشیه نشین حضور و بروز دارند که نه در کاغذ که در میدان نبرد می توانند پشت گرمی برای قبیله البغدادی باشند.

2-اگرچه دموکراسی کارآمدترین سیستم سیاسی در تاریخ معاصر است ولی در مواقع بحران به یکی از ضعیف ترین مدل های حکومت داری مبدل می شود. دموکراسی ها در نبرد با ناامنی و بحران فشل اند و درجا می زنند. وقوع تراژدی 13 نوامبر نه به خاطر دولت سوسیالیستی اولاند بود و نه به خاطر ضعف اپوزیسیون راست گرای فرانسه. دموکراسی علت العلل ناکامی در مقابله با بنیادگرایی رادیکال در خیابان های پاریس بود. از همین رو در ساعت های اولیه بروز فاجعه پاریس دموکراسی به عقب نشست تا فضا برای جولان اقتدار و قدرت انحصاری به کارگیری زور مهیا شود. انسداد مرزها، توقف حرکت قطارهای شهری، محدودسازی رفت و آمد شهروندان آزاد و استقرار حدود 1500 سرباز و نیروی امنیتی در خیابان های پاریس نشانه ای جز عقب نشینی دموکراسی نیست. دموکراسی ها در پیش بینی و حل بحران های امنیتی ناکارآمدند و از همین رو در ساعات اولیه ترور و وحشت قافیه را به اقتدار و قدرت عیان می بازند.

3-تاثیرگذاری تراژدی 13 نوامبر بر ساخت سیاست داخلی در فرانسه تنها در چارچوب برخی محدودیت های موقتی و آنی تعریف و تعیین نمی شود. این حادثه ماهیت و بافت سیاست و اجتماع در فرانسه و به تبع آن کشورهای اروپایی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. تقویت راست گرایان افراطی، بازگشت به عصر نزاع های هویتی و نژادی در اروپای مدرن، مقابله همه جانبه با موج مهاجرت، تضعیف روندهای همگرایی در چارچوب اتحادیه و در نهایت دموکراسی محدود و مضیق بخشی از پیامدهای این فاجعه فرانسوی خواهد بود. در چنین آشفته بازاری آنهایی در رقابت های سیاسی برنده خواهند شد که پوپولیست باشند، علیه اقلیت ها، مهاجران و غیرخودی ها زبان و کردارشان رادیکال باشد. پس برای سیاستمداران افراطی در این تاریکی مطلق نور امیدی متولد می شود. واکنش اولیه سیاستمدارانی چون لوپن لبخندی معنادار به این حادثه خواهد بود. تقویت لوپن در فرانسه دومینویی را آغاز خواهد کرد که یک به یک کشورهای اروپایی را پشت س رخواهد گذاشت.فرانسه و اروپا، آمریکا نیستند و اتفاقا در این معنا 13 نوامبر فرانسه به 11 سپتامبر آمریکا از لحاظ ساخت داخلی کوچکترین شباهتی نخواهد داشت.

4-از بعد سیاست خارجی 13 نوامبر فرانسوی ها اما شباهت عجیب و غریبی با 11 سپتامبر آمریکایی ها خواهد داشت. همانطور که 11 سپتامبر 2001 بیشترین از یک دهه ساختار و قواعد نظام بین الملل را تحت تاثیر خود قرار داد، تراژدی 13 نوامبر نیز از چنین پتانسیل و توانایی برخوردار است. فرانسه از مهمترین اعضای پیمان آتلانتیک شمالی محسوب می شود. پاریس در ساعت های پایانی روز جمعه گذشته با تهاجم همه جانبه مواجه شد. مسئولیت این جنگ تمام عیار را هم داعش آشکارا برعهده گرفته است. این گروه در عراق و شام خلافت دارد و این یعنی مجازات عوامل حادثه تروریستی خیابان های پاریس در کوچه پس کوچه های عراق و شام. این فاجعه احتمال حضور نظامی و تمام عیار ناتو را در خاورمیانه به شدت افزایش می دهد و احتمالا در پس چنین حضوری نیز طرح و برنامه سیاسی بلندمدتی برای این منطقه از جهان در نظر گرفته خواهد شد. این حادثه به نوعی پایان دهنده تصور ابلهانه آمریکایی ها و غرب در عدم مداخله نظامی و پرهزینه و چرخش استراتژیک به سمت شرق آسیا خواهد بود. در ذات و گوهر چنین بازگشتی به خاورمیانه نیز افزایش تضادها و ستیزها میان قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای مستتر است. کدورت شرق و غرب پس از فرونشستن گردو غبار حادثه تروریستی پاریس به دلیل تضاد منافع افزون تر می شود و گزاف نخواهد بود حتی تصور برافروخته شدن جنگ جهانی دیگر در نظام بین الملل.

5-مبارزه بیشتر از یک دهه دولت-ملت ها علیه بازیگران فروملی که به ابزار ترور مجهزند، نشان می دهد که چنین تقابلی در عمل ناکارآمد و ناموفق بوده است. در این مبارزه نه القاعده ای از میان رفت و نه طالبانی. تنها نتیجه چنین تقابلی بیرون آمدن فرزندانی وحشی تر و درنده تر از پدران و پیشینیانشان بوده است. واقعیت تلخ و ناگوار این است که بازیگران فروملی به بخش از ساختار و پویش های نظام بین الملل در آمدند. راه گریزی از آنها نیست، اما راه مهار همچنان وجود دارد. باید به ساختار و قواعد بازی در نظام جهانی به گونه ای دیگر نگریست تا امکانی برای بازگشت صلح و امنیت بین المللی فراهم شود. صلح دیگر از طریق دولت-ملت ها به دست نمی آید. برای برقراری صلح باید به قواعد جدید تن داد و مدل مذاکراتی و دیپلماتیک نوینی خلق کرد. گفت و گوهای دولت محور وین در مورد سوریه فاقد کارآمدی لازم برای بازگشت امنیت به منطقه شام و به تبع آن سایر مناطق بحرانی در خاورمیانه است.

6-تراژدی 13 نوامبر فرانسه می تواند همان بلایی را که بر سر سیاست خارجی دولت محمد خاتمی آورد، متوجه حسن روحانی و مشاورانش کند. حضور نظامی ناتو و تشدید منازعات در خاورمیانه می تواند پروژه تنش زدایی دولت روحانی با جهان را با تاخیر و حی تعلیق مواجه کند. اما سیاست خارجی منسجم و یکصدا پادزهری خواهد بود بر زهر مداخلات نظامی و احتمالی در خاورمیانه. جمهوری اسلامی ایران می تواند از تراژدی 13 نوامبر و پیامدهای فوری و آنی اش فرصت سازی کند. اما باید در این راستا سیاست ابلاغ و اجرا شود که منادی صلح و همکاری از جانب ایران باشد. ایران باید در این موقعیت خطیر و بحرانی خود را به عنوان کشوری اعتدالی و لنگرگاه ثبات در خاورمیانه معرفی کند و تضمین کننده این تصویرسازی نیز برآمدن صدایی واحد از ایران به جهان بیرون است؛ در غیر این صورت تهدیدات جدی و فوری خواهند بود.

7-تراژدی 13 نوامبر نشان داد که استراتژی مقابله با بحران خارج از خانه ناتوان از کنترل و مدیریت فرآیندهای امنیت زدا و بی ثبات کننده است. فرانسوی ها هواپیماهایشان را با این استدلال پس از شارلی ابدو به عراق و سوریه فرستادند که این بار دیگر در خانه با داعشی ها نمی جنگیم و نبرد را به درون خاورمیانه منتقل می کنیم اما این استراتژی جمعه شب تاریخ انقضایش را امضا کرد. از همین رو ضروری است جمهوری اسلامی ایران در استراتژی های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی خود تدابیر جدید و موثری به کار بندد تا مانع از توطئه شوم گروه های تروریستی چون داعش شود. مهار و کنترل موثرتر و بیشتر مرزهای کشور می تواند یکی از راهکارهای پیش روی مقام های اطلاعاتی و دفاعی ایران باشد. در اتخاذ تدابیر جدید باید سرعت عمل داشت و فرصت را از دست نداد. ایران ما با این تدابیر همچنان لنگرگاه ثبات در خاورمیانه خواهد ماند.
منبع : نویسنده: هادی خسروشاهین، روزنامه نگار/ دیپلماسی ایرانی